بابا رو سوپرایز کنیم!
از عید امسال میخواستم بابا رو سوپرایز کنم. ولی از بین گپ و گفتهایی که داشتیم با هم دیدم تلویزیون رو بیشتر از گوشی دوست داره، برای همین اول رفتیم سر وقت تلویزیون، تا اینکه مشکلاتی برای من پیش اومد و تصمیم گرفتم اگر حل شدن برای بابا خودم گوشی بگیرم. خدا رو شکر یکی دو ماه پیش موقتا حل شد و امروز تونستم برای بابا گوشی بگیرم. انتظار داشتم مثل همیشه که در اولین واکنش میگه این چه کاری بود کردید و …، این رو بگه ولی هر چی منتظر موندم نگفت، واقعا خوشحال شده بود. حس خیلی خوبی داشتم اون لحظه، هر چند نگرانیهای زیادی هم دارم نسبت بهش. گاهی قدمهای کوچیک خیلی عجیب در ذهن آدمها میمونه، سعی کردم گوشی بگیرم که تصاویر خیلی بهتری نسبت به قبلی ثبت کنه، بابام همیشه عاشق عکاسی بود، کلی دوربین تو زندگیش داشت، هر وقت هم میرفتیم سفر، چند حلقه فیلم رو مجبور میشدیم در همون سفر ظاهر کنیم. چه دوران جذابی بود. خوشحالم که بالاخره تونستم انجامش بدم.