گزارش هفته‌ی ریکاوری از چالش دوازده

این هفته رو هفته‌ی ریکاوری و تنهایی نامگذاری کردم، بیشتر وقتم رو با خانواده بودم، حتی آدم‌هایی که سال‌ها ندیده بودمشون رو دیدم، البته وسطش کارهای کلی مثل دانشگاه رفتن و نوشتن پست بلاگ و حتی کتاب خوندن هم انجام دادم که می‌تونستم انجام ندم، ولی در حالت کلی به چیزهای روتین فکر نمی‌کردم، برای همین اواخر هفته خیلی احساس بی‌هودگی داشتم ولی به نظرم به این بی‌هودگی نیاز داشتم. داریم به سه ماه پایانی سال نزدیک می‌شیم، امیدوارم به خیر و خوشی بگذره، اتفاق عجیبی نیفته، اتفاقاتی که دوست دارم بیفته بیفته، خدا رو شکر در کل، دارم یواش یواش وارد دهه‌ی پنجم زندگیم هم میشم و برنامه مشخصی براش ندارم.

نوشتن یک دیدگاه