برچسب: انتشارات میلکان

۲۸اردیبهشت
رهبری الکس فرگوسن

رهبری الکس فرگوسن

 رهبری الکس فرگوسنکتاب رهبری الکس فرگوسن که خودش نوشته با موخره‌ی مایکل موریتز و ترجمه‌ی خوب شایان سادات که توسط انتشارات میلکان خیلی خوب و با کیفیت چاپ شده یکی از بی‌نظیرترین کتاب‌هایی بوده که تا حالا خوندم، واقعا نمی‌تونستم از خوندن کتاب دل بکنم، این کتاب سرشار از نکات ناب رهبری است و به نظرم این کتاب فقط برای آموزش رهبری نوشته نشده، بلکه نکات بسیار ارزنده‌ای برای داشتن یک زندگی خوب در اون وجود داره که باید کشف‌شون کرد. خوندنش رو به همه توصیه می‌کنم. این کتاب در سیزده فصل نوشته شده که همین خودش جالبه، با این عناوین: خودتان باشید، شناخت اشتیاق، کنار هم گذاردن قطعات، مشارکت دیگران، تعیین استانداردها، سنجش افراد، تمرکز، پیام‌گذاری، رهبری! آری، مدیریت!نه، خط پایان، توسعه‌ی تجاری، ارتباط با دیگران و انتقال. قسمت‌هایی از کتاب هم که درباره‌ی کارلوس کیروش بود عالی بود، به نظرم فرصت‌های بی‌نظیری رو از دست داده این مرد.

«تعجبی ندارد که بهترین بازیکنان و آن‌هایی که بیش‌ترین دوران اوج را دارند، کسانی هستند که می‌توانند از خود در مقابل خواسته‌های دیگران محافظت کنند. کریستیانو رونالدو یکی از همین موارد بود. او نه مشروب می‌خورد و نه سیگار می‌کشید. وقتی هم که به منچستریونایتد آمد، مادر و خواهرش با او زندگی می‌کردند. هرازگاهی هنوز هم می‌توان او را در یک تبلیغ تلویزیونی یا روی جلد مجله‌ای دید که مشغول گذراندن تعطیلات تابستانی در کلوبی مثلا در لس‌آنجلس است. ولی باور نکنید، کریستیانو خوب می‌دانست چطور وقت خود را مدیریت کند.»

۲۰مهر
nike

کفش باز

کفش باز یکی از بهترین کتاب هایی بود که تا حالا خوندم، خاطرات فیل نایت بنیان گذار شرکت نایکی، خیلی ساده و بی شیله پیله ماجرای دنبال کردن رویاهاش رو گفته و خیلی خوب فراز و نشیب های مهم زندگی شخصی و کاریش رو در طول ساختن یک شرکت میلیارد دلاری نوشته، از اینکه از شهری کوچیک شروع می کنه و حتی در همون شهر هم ادامه میده، کلا داستان این آدم نقطه مقابل تمام آدم هایی هست که فکر می کنند برای موفقیت باید به جاهای بزرگتری مهاجرت کنند و یا حتی به کشورهای دیگه ای برن، به نظرم درباره این کتاب نباید چیزی نوشت، فقط باید خوندش و باهاش زندگی کرد، چون باور کنید خط به خط اش آموزنده است، وقتی خوندش رو شروع کردم دیگه نتونستم بزارمش زمین تا اینکه تموم شد و انصافا وقتی تموم شد ناراحت شده بودم چون منم احساس می کردم در طول اون مسیر باهاشون بودم و زندگی می کردم، آخرین کتاب خاطراتی که خوندم و این طوری بهم چسبید هوندا بود، فکر می کنم هفت یا هشت سال پیش بود، به نظرم این کتاب رو حتما بخونید.

قفسه کتاب های من

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)