پدر

فیلم خیلی بود و دردناکی بود، اصلا نمیشه به نظرم در فیلمی آنتونی هاپکینز بازی بکنه و اون فیلم خوب در نیاد. این آدم در بازیگری نظیر نداره، ولی موضوع فیلم خیلی دردناک بود، من همیشه در زندگی از دو چیز خیلی بیشتر از بقیه‌ی چیزها ترسیدم، یکی اینکه در جوانی بمیرم و سخت و یکی به پیری برسم و سربار دیگران بشم بدون اینکه حتی خودم بفهمم، نمی‌دونم وقتی من دیگه دنیا رو درک نمی‌کنم وجودم در این دنیا چه تاثیری می‌تونه داشته باشه؟ به جز اینکه هم خودم اذیت بشم و هم دیگران؟ خیلی ترسناک به نظر میرسه. اگر آدم تمام روز رو در دنیای خیالی خودش زندگی کنه خیلی وحشتناک میشه زندگی. نمی‌دونم، این فیلم رو باید دید و باهاش سفر کرد به آینده، میشه خیلی خوب حال و هوای چیزی که گفتم رو درک کرد.

برای این نوشته یادداشت بگذارید.