تاکسی سواری
این هفته هر روز میرفتم سر کار و هیچ کاری برای انجام نداشتم، خیلی دیگه حوصلهام سر رفته بود، این شد که از بین کتابها این کتاب رو برداشتم که بخونم، تاکسیسواری نوشتهی سروش صحت، عمدا یادمه این کتاب رو خریدم دوست داشتم ببینم چطوری با زبان محاوره کتاب مینویسن، کتاب جالبی بود ولی راستش برای من خیلی هم حوصلهسر بود، یک سری داستانها تکراری بودن، یک سری رو حس میکردم سرهم بندی شدن، شاید ادبی بود و من نفهمیدم، الان اینطوری هستم که این اثر رو من نفهمیدم یا واقعا میشه دوستش نداشت. ولی مفهوم رو دوست داشتم این که برای مدتی یکی هر هفته سوار تاکسی باشه و سعی کنه از دیالوگهایی که ایجاد میشه داستان بنویسه.