سایه‌ی جنگ

روزهای عجیب، احمقانه و سرشار از استرس و اضطراب رو تجربه می‌کنیم. در چنین شرایطی به نظرم مدیریت استرس و اضطراب زیاد جواب نمیده، به خصوص که با کنجکاوی آدم در تضاد باشه. آوردن اینهمه ناو جنگی به خلیج فارس خیلی برای من تازگی نداره، بارها در طول زندگیم تجربه‌اش کردم. ولی اینکه مدام بگن جنگ می‌کنیم، امروز می‌کنیم، فردا می‌کنیم، نه حرف بزنیم، بسه حمله کنیم، اصلا زندگی آدم روی هواست، قطعا برای کسی هم مهم نیست. ما هم که نه سر پیاز هستیم نه ته پیاز و نه کاری از دست‌مون بر میاد. به نظرم سایه‌ی جنگ در بلند‌مدت از خود جنگ آسیب بیشتری می‌زنه به روح و روان آدم‌ها. زندگی در شرایط ابهام واقعا کار ساده‌ای نیست، هر چند اینبار خیلی چیزها برای من بی‌اهمیت‌تر از گذشته شده. جالب اینجاست نه این‌طرف اجازه میده زندگی کنیم، نه اون طرف، دغدغه‌ی هیچ کدوم هم به نظرم ما مردم نیستیم، فقط شاید چون کفر طرف مقابل رو دربیاریم عده‌ای میرم این سمت، عده‌ای اون سمت و چقدر کار احمقانه‌ای به نظر میرسه. چون بازم کسانی که از این ماجرا آسیب جدی می‌بینن بازم ما مردم هستیم. بگذریم، قبلا می‌گفتم انشالله خیره، ولی فعلا خیری نمی‌بینیم تا بعد، …

نوشتن یک دیدگاه