روزی که او خواهد آمد!

به نظر من آدم‌ها همیشه منتظر یکی بودند که بیاد و نجات‌شون بده، حتی در دین خدا هم هستند آدم‌هایی که قرار است بیایند و ما را نجات دهند، امام زمان (عج)، عیسی مسیح، …، خلاصه ما همیشه منتظر بودیم، حتی آدم‌های قبل و بعد ما هم منتظر بودند و خواهند بود. به نظرم چند مدل انتظار داریم، انتظاری که ایمان داریم واقعیت داره ولی نمی‌دونیم کی! مثل ظهور، اونقدر چیزی درباره‌اش نمی‌دونیم که شاید روزها خیلی درگیرش نباشیم. انتظاری که می‌دونیم کی بهش می‌رسیم، مثل وقتی که با کسی قرار می‌گذاریم و می‌دونیم چند دقیقه این طرف و اون‌طرف بالاخره می‌بینمش. یک انتظار هم داریم که نه می‌دونیم کیه، نه کی میاد! انگار یک چیزی کمه تو زندگی‌مون همیشه. نمی‌دونم این رو همه‌ی آدم‌های تجربه می‌کنند یا نه، حداقل من ندیدم. شایدم مثل من بیان نمی‌کنند، درستش هم شاید همین باشه که این نوع انتظارها رو در دل خودمون نگه داریم، ولی من نمی‌تونم، دوست دارم فریادش بزنم. یعنی راستش رو بخواید منم همیشه توی دلم نگه می‌داشتم ولی هر چی بیش‌تر پا به سن می‌گذارم بیش‌تر دوست دارم فریادش بزنم، آخه ناامیدتر میشم، یا حتی می‌دونم دیگه اونقدر داره دیر میشه که اگر بیاد هم دیگه من منتظرش نیستم. شاید هم روزی برسه که اصلا دیگه منتظر نباشم.

نمی‌دونم دقیقا عامل این انتظار چیه! دوست داشتن؟ چطور میشه آدم کسی که نمی‌دونه کیه و کی میاد رو دوست داشته باشه! یک رویاست؟ شاید، نمی‌دونم، احتمالا یک رویا را اونقدر در ذهنم تکرار کردم که همیشه منتظر کسی هستم، نه اینکه بیاد و من رو نجات بده، نه منتظر چنین آدمی نیستم. حتی شاید من باید نجاتش بدم. ما همیشه تنهاییم، حتی در اوج اینکه دورمون پر از آدم‌های دوست‌داشتنی است باز هم تنهاییم. یک چیزهایی در زندگی‌مون هست که خودمونم دقیقا نمی‌دونیم چیه، ولی اونی که منتظرش هستیم می‌دونه، برای همین منتظرش هستیم، تا بیاد و بهمون بگه چه چیزهایی رو درباره‌ی خودمون درست نمی‌دونیم. شاید حس می‌کنیم وقتی بیاد دیگه تنها نیستیم، چون کسی که اینقدر منتظرش بودیم باید ما را از تنهایی در بیاره. احتمالا آدم‌های زیادی وارد زندگی‌مون شدن که با خودمون گفتیم خودشه، همینه! ولی بعد از مدتی احساس کردیم بعد از آمدنش تنهاتر شدیم، حتی گاهی با رفتنش اونقدر تنها شدیم که در خلوت با خودمون می‌گیم ای‌کاش هیچ وقت نیومده بود. خلاصه اینکه من شک ندارم روزی کسی که همیشه منتظرش بودیم خواهد آمد، حتی اگر با دیدنش شوکه بشیم و بفهمیم اون خودمون بودیم که همیشه منتظرش بودیم، شاید هیچ وقت چیزی رو نفهمیم و نشناسیم ولی شک ندارم که او خواهد آمد، چه ما درکش کنیم و بشناسیمش چه نه! انتظار رو دوست دارم چون به زندگیم معنی متفاوت و جذابی میده.

برای این نوشته یادداشت بگذارید.