می‌خوام از زندگی خودم سریال بسازم

می‌دونم شاید خیلی مسخره به نظر بیاد ولی واقعا دوست دارم از بخشی از زندگی خودم فیلم بسازم، بخشی که می‌شینم با آدم‌ها قهوه می‌خورم و ساعت‌ها درباره‌ی زندگی باهاشون گپ می‌زنم، خودم عاشق اون قسمت از زندگیم هستم، این روزها یکم بی‌برنامه هستم، ولی تصمیم جدی گرفتم و باید براش برنامه‌ریزی کنم، بعید می‌دونم این طرف سال برسم، ولی باید بگذارمش در راس برنامه‌های سال بعدم. نمی‌دونم به درد کسی می‌خوره یا نه، ولی بدون شک به درد خودم می‌خورم. امروز با خودم گفتم درباره‌اش بنویسم که فردا نزنم زیرش و بگم کی قرار بود همچین کاری کنم. چیزهای زیادی توی سرم می‌گذره که باید بیارمشون روی کاغذ.

به نظر من زندگی همه‌ی آدم‌ها زیباست و همه‌ی آدم‌ها داستان‌های زیبا و باورنکردنی برای تعریف کردن دارند، شاید خودشون ندونن و حتی برای خودشون اونقدرها جذاب نباشه، خیلی وقت‌ها که پای داستان زندگی آدم‌ها می‌شینم، خودشون اونقدر ساده و معمولی تعریف می‌کنند انگار تجربیات‌شون خیلی ساده و پیش پا افتاده است، در حالیکه برای من همون تجربیات آرزوست.

برای این نوشته یادداشت بگذارید.