پرواز First Solo

امروز خیلی روز مهمی بود برای من، بعد از حدودا چهل روز، رسیده بودم به یک قدمی Solo شدن، سوار هواپیما شدم، یکم سرگیچه و سوزش چشم داشتم، کاپیتان اکرمی سوار هواپیما شد، خیلی خوشحال شدم چک لندینگم با ایشونه، برام جالب بود باهاش پرواز کنم، واقعا هم تجربه‌ی لذت‌بخشی بود، اکثر کارها رو به خاطر اینکه من استرس و اضطرابم کم بشه خودش انجام داد و فقط من پرواز می‌کردم، هیجان‌انگیز بود، چهار تا لندینگ عالی کردم، بعد از لندینگ می‌خندیدم و ازم می‌پرسید به چی می‌خندی؟ می‌گفتم انصافا خیلی خوب نشستم، بعد با مشت می‌زد بهم و می‌گفت، آره لعنتی.

بعد از اینکه چک لندینگم تموم شد و کاپیتان اوکی رو داد، رفتیم برای پرواز First Solo، نمی‌تونم بگم چقدر احساس هیجان‌انگیزی داشتم، کاپیتان از هواپیما پیاده شد، به برج درخواست بلند شدن از روی زمین رو دادم و بعد از گرفتن تایید، آروم رفتم ابتدای باند وایستادم، یه نگاه به انتهای باند انداختم، یه نگاه به سمت راستم که دیگه کسی کنارم نیست، احساس شگفت‌انگیزی بود، با سرعت روی باند شروع به حرکت کردم و بعد از بلند شدن از روی زمین، تمام وجودم رو استرس و اضطراب گرفت، انگار چیزی در وجودم بهم می‌گفت از پسش بر نمیای، ولی سریع خودم رو جمع‌وجور کردم و گفتم نه پسر، تو می‌تونی، تمام مکالمات با برج رو خودم انجام دادم، در حالیکه کاپیتان بهم گفت می‌تونم با برج صحبت نکنم و اونا در جریان پرواز من هستن، وقتی به فاینال رسیدم، دلم نمی‌خواست بشینم، خیلی لذت می‌بردم، ولی باید می‌نشستم، یک فرود خوب داشتم که لذت اولین پرواز Solo رو برام چندین برابر کرد، کاپیتان هم بهم گرید سبز داد.

بعد از پرواز دیسپچ بهم زنگ زد و گفت کاپیتان غفوریان گفته بمون تا من بیام، پرواز ناوبری داشت، یک ساعتی منتظرم موندم کنار رمپ، وقتی رسید چند تا مشت بهم زد و گفت، از دستت راحت شدم. چه کار کردی؟ براش توضیح دادم، بعد با هم رفتیم پیش کاپیتان اکرمی، اونم کلی ازم تعریف کرد، من فقط لذت می‌بردم که تمام تلاشم رو کردم تا جواب زحماتش رو بتونم بدم و با دیدن خوشحالی تو چهره‌اش، من خیلی ذوق می‌کردم. در ادامه فیلم پرواز Solo و مراسم آب ریختن و خلبان شدنم رو در یوتیوب می‌گذارم، خیلی خوشحالم به آرزوم رسیدم.

 

 

اگر دوست داشتید، می‌تونید کانال یوتیوب منم دنبال کنید.

برای این نوشته یادداشت بگذارید.