موقعیت خر تو خر
دیروز داشتم خودم رو برای امتحان امروز آماده میکردم که از عملیات زنگ زدن که امروز پرواز دارم. من اصلا یادم رفت که امتحان دارم و به طرف گفتم اوکیه میام، تا عصر که یهو با خودم گفتم مگه فردا همون ساعت امتحان ندارم. خیلی
دیروز داشتم خودم رو برای امتحان امروز آماده میکردم که از عملیات زنگ زدن که امروز پرواز دارم. من اصلا یادم رفت که امتحان دارم و به طرف گفتم اوکیه میام، تا عصر که یهو با خودم گفتم مگه فردا همون ساعت امتحان ندارم. خیلی
امروز به لطف خدا دوباره بهم نوبت پرواز رسید، توی پلنی که برام فرستاده بودن ساعت ۳:۰۰ UTC بود، یعنی باید ۶:۳۰ فرودگاه میبودم. صبح ساعت ۵ بیدار شدم سریع حاضر شدم، یه چایی و یکم صبحانه خوردم و رفتم فرودگاه. بعد فهمیدم راید دوم
فکر نمیکردم به این زودی با درخواستم برای پرواز و گذروندن دورهی POH هواپیما موافقت کنن، ولی خدا رو شکر امروز بعد از ۱۸ ماه دوباره پرواز کردم، واقعا هیچ چیزی برام تکراری نمیشه. شب قبل که از سر کار برگشتم خونه، میخواستم صبح نرم
از اونجایی که نمیتونم مثل آدمهای دیگه فقط یک کار رو همزمان در زندگیم انجام بدم، دوباره دل رو زدم به دریا و رفتم دورهی بازآموزی خلبانی رو شرکت کردم تا دوباره بتونم پرواز کنم. اولش فکر میکردم نهایتا ۸ ساعت باشه ولی ۲۰ ساعت
دیروز که تایید حراستم اومد برای گرفتن کارت رمپ، با خودم گفتم سریع برم کارهای مدیکال رو هم بکنم. ثبت درخواستش رو انجام دادم و رفتم کلنیک تابان که با سازمان هواپیمایی طرف قرارداد هست، امسال سه تا آزمایش داشتم، خون، گوش و قلب. برای
امروز پرواز Cross Country داشتم به زنجان، اونقدر رفتم زنجان که حالم ازش بهم میخوره، همه چیز آموزش ما به هم میاد، نه هواپیمای درستی داریم، نه آموزش درستی داریم، اسمش روشه من باید تو کشور بچرخم یاد بگیرم، ولی صد ساعت فکر کنم باید
من از سال ۹۷ درگیر خلبان شدنم، نمیدونم گیر کار کجاست، خودم هستم! پول ندارم! جای اشتباهی به دنیا اومدم! واقعا دیگه موندم، همه چیز اینجا مسیرش باید عجیب باشه، یعنی هیچ چیزی با وضعیت نرمال اینجا وجود نداره، از هواپیماها بگیر که برای ۵۰
امروز واقعا انتظار نداشتم برای پرواز پلن بشم، اونم با کپتن مرتضیزاده، همیشه دوست داشتم باهاش پرواز کنم ولی خب پیش نمیومد. پرواز خیلی جذابی هم شد، قبل از پرواز نولاگم رو نگاه کرد، درموردش باهام صحبت کردم، کارهایی خواست ازم تا قبل از پرواز
امروز بعد از مدتها رفتم پرواز، خیلی شرایط مسخره شده، هم بیمزه گرون شده، هم بیکیفیت، هم بدون امکانات، چون اونقدر دیر به دیر پلن میکنن که آدم وسطش یادش میره هر چیزی که قبلش تمرین کرده بود. طی این سالها که درگیر یادگیری خلبانی
خیلی بیشتر از یک سال شده بود که پرواز نکرده بودم. اونقدر با مشکلات پیچیده و عجیبی در زندگیم دست به گریبان شدم که دقیقا نمیدونم بالاخره میتونم بعضی از کارها رو تموم کنم یا نه! ولی خب با شناختی که از خودم دارم دست