گزارش هفته‌ی نهم از چالش دوازده

هر هفته دوست دارم به خودم یادآوری کنم که اینی که داره می‌گذره، گذر عمر ماست. این هفته رو دوست داشتم، چون سه تا از امتحانات دانشگاه رو دادم، ماشین‌لباس‌شویی و ظرف‌‌شویی رو نصب کردم، آب تصفیه رو نصب کردم، صفحه‌ی کابینت رو خریدم و نصب کردم، در کنار اینکه فیلم خوب دیدم، هر روز در بلاگم نوشتم و …، ولی خب در کنارش سردرگمی هم شروع شده که نمی‌دونم قراره شش ماه دوم سال چه کار باید بکنم. باید شروع کنم رزومه‌ام رو به روز کنم، دانشم رو یکم به روز کنم تا شروع کنم به یک کار جدید، البته کارهای شخصی زیادی هم هست که دوست دارم انجام‌شون بدم و اونا هم وقت کافی می‌خوان، راستش نمی‌دونم دقیقا باید چه کار کنم، شاید چند هفته به خودم فرصت فکر کردن بدم، از اینکه وسط طوفان تصمیم بگیرم خوشم نمیاد، مگر واقعا مجبور باشم، الان حس مجبور بودن رو خدا رو شکر ندارم. بریم ببینیم هفته‌ی بعدی چی در انتظارمون هست.

نوشتن یک دیدگاه