یک سایت چند زبانه

چند وقت پیش دلبر گفت بیا سایت شرکت ما رو چند زبانه کن، بهش گفتم حال و حوصله‌ی این کارها رو ندارم، ولی نمی‌دونم چی شد که رفت صحبت کرد و کار رو گرفت و الان من باید انجام بدم. روز اول شروع کردم به تغییر دادن بعضی چیزها دیدم کار در نمیاد، روز بعد دوباره با امکانات المنتور پرو کار کردم یک کارهای خوبی کردم ولی حس کردم در بلندمدت قطعا چیز آشغالی خواهد بود و به جز من هیچ کسی نمی‌تونه این سایت رو تغییر بده و من اصلا دوست ندارم چنین چیزی وصل من باشه، اینطوری بود که شروع کردم به یادگرفتن و به ازای هر زبان یک وردپرس جدید نصب کردم و بعد شروع کردم به تغییر دادن، خیلی کار ساده‌تر شده بود، الان با خیال راحت گند می‌زنم به سایت تهش اینه یکی از زبان‌ها به مشکل می‌خوره، اون موقع تمام تغییرات رو داشتم روی سایت اصلی انجام می‌دادم و این خیلی بد بود. خلاصه جالبه وقتی مجبور میشم کارهایی می‌کنم که در حالت نرمال غیرممکنه انجامشون بدم. واقعا باید خودم رو پرت کنم وسط هر کاری تا انجامش بدم.

نوشتن یک دیدگاه