امروز یک قدم کوچیک دیگه برای کانگونیو برداشتیم، البته این قدم رو اوایل ماه برداشتیم ولی الان به نتیجه رسید، از این به بعد سفارشات کانگونیو رو در بسته‌بندی‌های مخصوص خودش ارسال می‌کنیم. امیدوارم خیلی زود همشون تموم بشن، کار خیلی سختی در پیش داریم،

حس می‌کنم نشستم فیلم‌های خیلی قدیمی رو فقط نگاه می‌کنم. اینکه غربی‌ها اینقدر راحت فیلم‌هایی در برابر کلیسا می‌سازند خیلی برای من جالبه، همین اتفاق اگر برای یک مسجد بیفته، اصلا قابل پیش‌بینی نیست که چه اتفاق‌هایی میفته، نمی‌دونم اسم این رویکرد رو چی میشه

امسال دنبال هیچ تغییر بزرگی در کار و زندگیم نیستم، هرچند بعضی از اتفاقات کوچیک در زندگیم باعث تغییرات بزرگی در من شدند، ولی من همچنان علاقه‌مندم به تغییرات کوچک، این هفته بعد از مدت‌ها که بچه‌ها روی سایت کار می‌کردن موفق شدیم یک تغییرات

فیلم قدیمی خیلی قشنگی بود، داستان خیلی زیبایی هم داشت، ماجرای دوست شدن آدم‌ها، اینکه چطوری سر راه هم قرار می‌گیرند، اینکه چطوری به هم اعتماد می‌کنند، اینکه چطوری رفاقت می‌کنند، اینکه چطوری پشت هم رو خالی می‌کنند، این که چطوری کنار هم کار می‌کنند،

نمی‌دونم کتاب‌ها از کجا فهمیدن دنبال چی هستم و به چه چیزی نیاز دارم، طی دو هفته‌ی گذشته‌ی هر چی کتاب خوندم درباره‌ی تمرکز بوده و اینکه چطوری یک کار را خوب انجام بدیم، برای من که اصلا با تمرکز میونه‌ی خوبی ندارم خیلی سخت

شاید باورکردنی نباشه، ولی گاهی در زندگی طوری مغزم قفل می‌کنه که دیگه حتی ساده‌ترین کارها رو هم نمی‌تونم انجام بدم، الان حدودا یک هفته است درگیر طراحی یک کار خیلی کوچیک هستم، جالب اینجاست که از قبل طراحی شده و فقط نیاز به یک

این فیلم رو یادمه دیده بودم، ولی دوست داشتم دوباره هم ببینمش، همیشه از فیلم‌هایی که آدم‌های پشت پرده داره خوشم میاد، هیچ وقت نمی‌تونم تصور کنم جزء آدم‌های پشت پرده هستم، همیشه دوست دارم آدم جلوی پرده باشم، معنی و مفهوم دوستی هم در

امروز صبح بالاخره تصمیم گرفتم برم اصفهان، البته قرار بود ساعت ۸صبح حرکت کنم ولی چون خوابم میومد ساعت ۱۱صبح راه افتادم، یک موسیقی خیلی جذاب رو پخش کردم، یک سری خوراکی برای توی راه خریدم و حرکت کردم. قبل از رسیدن به فرودگاه امام

یکی از سخت‌ترین کارهای زندگیم نه گفتن به خودمه، این درحالیه که خیلی راحت به دیگران نه میگم، در اصل بزرگ‌ترین مشکل هم شروع یک پروژه‌ی جدید هست، انگار لذت می‌برم، مشکلی هم باهاش ندارم، فقط بدی این ماجرا اینه که مجبورم از زمانی که