بعضی وقت‌ها در زندگیم پیش میاد که فقط دوست دارم بخوابم، نمی‌دونم به خاطر وجود افسردگیه، یا اضطراب، به خاطر حجم زیادی از کارها، فقط می‌دونم به خاطر بی‌هدف بودن و بی‌برنامه بودن نیست، چون در زندگیم هیچ وقت اینقدر هدف و برنامه‌ نداشتم، شاید

امروز که دارم این مطلب را می‌نویسم بیست‌و‌سوم دی‌ماه نیست، بلکه چهارم بهمن است، ولی من برگشتم و دارم تلاش می‌کنم عقب‌افتادگی‌های زندگیم را جبران کنم، دقیقا از چنین روزی سگ افسردگی بهم حمله کرد و چنان زمین‌گیرم کرد که تا دو هفته‌ی بعد هم