امتحان در شرایط فوق اضطراب
من همیشه در هر سن و سالی که باشم اگر امتحان داشته باشم، حالا هر امتحانی دچار اضطراب میشم. حالا در این امتحان علاوه بر اضطراب خود امتحان اضطراب جنگ و
من همیشه در هر سن و سالی که باشم اگر امتحان داشته باشم، حالا هر امتحانی دچار اضطراب میشم. حالا در این امتحان علاوه بر اضطراب خود امتحان اضطراب جنگ و
سه ماه درگیر تایید موضوع توسط استاد بودم، اونقدر اذیت شدم که میخواستم وسط کار استادم رو عوض کنم، ولی به انتخابی که داشتم احترام گذاشتم، به نظرم بین تمام استادهایی که میشناختم برای این کار انتخاب خیلی درستتری بود، به خصوص که میخواستم خودم
از وقتی رفتم دانشگاه و مطالعهی روانشناسی رو شروع کردم، بین این چند راهی گرفتار شده بودم که واقعا قراره آخرش به کدوم سمت حرکت کنم، به نظر خودم سه تا مسیر پیش روم بود، یکی درمانگر شدن، که همهی روانشناسها نسبتا دوست دارن درمانگر
مدیر گروه وقتی بهم گفت امسال ترم تابستانی ارائه میدیم و کلاسها به صورت مجازی هست خیلی خوشحال شدم، چون میتونستم بدون غیبت در کلاسها شرکت کنم و واقعا این اتفاق خوبی بود برای من، یکی از دلایل دیگهای که خوشم اومد و تابستون کلاس
امروز امتحان درس نظریهپردازی در روانشناسی داشتم، وقتی فهمیدم ترم بعدی با این استاد نمیتونم درس بردارم ناراحت شدم، سه ترم پشت سر هم باهاش کلاس داشتم، گویا با ماموریتش در دانشگاه ما مخالفت کرده بودن. استاد خیلی خوبی بود، سوالات امتحانش واقعا جالب توجه
چند سالی میشه اسم چند تا پروژهی مورد علاقهام رو مینویسم تو لیست کارهایی که دوست دارم در اون سال انجام بدم ولی هیچ به کجا میشه! اصلا سمتشونم نمیرم. البته بعضی وقتها یه ناخنکی میزنم ولی جدی نمیگیرم. امسال تصمیم دارم در تابستان، برای
به عنوان آخرین امتحان واقعا حوصلهی خوندن این درس رو نداشتم. آخر شب ساعت یک بامداد بود که با خودم گفتم چه کاریه، بخونم شاید قبول شدم، حداقل کارم برای تابستون راحتتر میشه، آخه این واحد رو برای تابستون برداشته بودم. نمونه سوال خریدم، کتاب
امروز بدون هیچ دلیل و انگیزهای رفتم امتحان روانشناسی تجربی رو دادم. چرا؟ چون استاد بعد از کلی فراز و نشیب صلاح دیده بود بهم نمرهی عملی این درس رو نده، با وجودیکه میدونستم قبول شدنم هیچ فایدهای نداره رفتم و امتحان دادم، به نظرم
روزی که برای امتحانات رفتم دانشگاه فهمیدم این درس قسمت عملی داشته و حتی من نمیدونم استادش کیه! با هزار زحمت اطلاعات تماس استاد رو پیدا کردم، باهاش صحبت کردم، موضوع کار عملی که باید انجام میدادم رو گرفتم و چند روزی کار کردم روش
انگیزهام برای نوشتن خیلی نسبت به گذشته کم شده، ولی خب تلاش میکنم برای انجام دادنش، امروز امتحان روانشناسی افراد با نیازهای خاص۲ رو داشتم، دربارهی کودکان استثنائی، درس خیلی جذابی بود، اینکه میخوندم چه آدمهایی چه زحمتهایی کشیدن برای بهبود بچههایی که ناتوانی یا