گزارش هفته‌ی دوازدهم از چالش دوازده

چالش دوازده به نظرم نقطه‌ی عطفی در زندگی من بود، هر چند هنوز چیزی که باید باشه نیست و هر روز دارم هم خودم رو بهتر می‌کنم هم برنامه‌ریزی این چالش رو، ولی بدون شک زندگی برام جذاب‌تر از گذشته شده، چون حداقل می‌دونم یک سری اهداف هستند که به صورت یکپارچه و در بلند مدت در حال دنبال کردنشون هستم.

فعالیت‌های چالش دوازده در پاییز ۱۴۰۰

۱- پرواز – ۱۰۰٪

پاییز امسال کلاس‌های مقطع CPL رو تموم کردم، چند ساعت پرواز کردم، امتحانات دروس رو دادم و فقط یکی‌شون موند که اونم باید زمستون زحمتش رو بکشم، در کل راضی هستم.

۲- کتاب – ۱۰۰٪

با خودم قرار گذاشته بودم طی این چالش هر هفته یک کتاب بخونم، یعنی در مجموع ۱۲ کتاب که خدا رو شکر موفق شدم تا به امروز این ۱۲ کتاب رو بخونم، عنوان‌هایی که خوندم رو می‌تونید در کتابخانه‌ام ببینید.

۳- فیلم – ۱۰۰٪

اولین روز چالش تصمیم گرفتم هر هفته حداقل دو فیلم سینمایی از لیست ۲۵۰ فیلم برتر IMDb رو تماشا کنم، که موفق شدم تا آخرین هفته‌ی این چالش این کار را انجام بدم، حتی موفق شدم بیشتر هم انجام بدم، یعنی ۲۷ فیلم سینمایی رو دیدم و در مجموع ۲۲۵ فیلم از این لیست را تا امروز تماشا کردم، می‌تونید لیست فیلم‌هایی که دیدم را از اینجا مشاهده کنید. در کنار این فیلم‌ها سریال برکینگ بد هم شروع کردم و تمومش کردم واقعا بی‌نظیر بود، البته بوجک هورسمن هم یک فصل دیدم.

۴- بلاگ – ۱۰۰٪

به نظر من نوشتن به شدت باعث افزایش خودآگاهی میشه، حداقل درباره‌ی من که اینطوریه، برای همین تصمیم گرفتم در این چالش به مدت دوازده هفته، هر روز در بلاگم چند خطی پیرامون موضوعات مختلف بنویسم، امروز دارم آخرین مطلب این چالش هم می‌نویسم، انصافا خیلی بهم چسبید، لذت‌بخش بود، روزهایی بود که حوصله‌ی نوشتن نداشتم ولی برمی‌گشتم و جبران می‌کردم، در کل طی مدت این چالش موفق شدم ۹۱مطلب در بلاگم منتشر کنم.

۵- خانواده – ۱۰۰٪

یکی از برنامه‌هایی که داشتم وقت گذروندن با خانواده بود، هر هفته باید یک کار خاص انجام می‌دادم، مثلا با هم فیلم ببینیم و بخندیم، دور هم جمع بشیم از بیرون شام بگیریم، یا بریم بیرون گپ‌ بزنیم، لیلی رو ببریم بیرون و بیشتر باهاش بازی کنیم، یا مثل همین چند روز پیش لیلی رو با خودم ببرم سر کار و از با هم بودنمون لذت ببریم، یا با هم بریم کوهنوردی کنیم، تجربه‌ی جالبی بود، به نظرم میشه بهترش هم کرد، همین هفته‌ی پیش کلی آجر خریدیم و ۹متر دیوار رو با هم درست کردیم، باوجودیکه هیچ کدوم بلد نبودیم.

۶- قهوه خوردن با دوستان – ۱۰۰٪

قرار بود هر هفته حداقل با یک آدم جدید آشنا بشم و باهاش گپ بزنم، یا با دوستان خودم قرار بگذارم و باهاشون گپ بزنم، این کار رو بیشتر از هفته‌ای یک نفر انجام دادم، تا امروز موفق شدم ۵۵ نفر رو ببینم، که از این تعداد ۱۴ نفرشون رو برای بار اول می‌دیدم و این خیلی جذاب بود.

۷- امور مالی – ۱۰۰٪

ساماندهی امور مالی طی نه ماه گذشته خیلی بهم کمک کرده وضعیتم رو بسنجم، تصمیم‌های درست‌تر و بهتری بگیرم و بتونم پیش‌بینی‌های دقیق‌تری داشته باشم، می‌تونم خیلی بهتر از این عمل کنم ولی تا همینجا هم خیلی عالی بودم و متعهد، برنامه‌های بهتری هم برای ادامه‌ی کار دارم.

۸- کار – ۹۰٪

در انتشارات پنگوئن آبی موفق شدم چهار کتاب جدید رو چاپ کنیم، کانگونیو بالاخره بعد از کلی فراز و نشیب کتابفروشی کانگونیو رو تعطیل کردم هر چند سخت بود، ولی بخش آنلاینش رو همچنان نگه داشتم و کلی سفارش ارسال کردیم. کتاب استارتاپ ناب رو برای پینگونیو درست کردم فقط مونده کارهای اجراییش رو بکنم. کمپین شازده کوچولو هم طراحیش تمام شد، برنامه‌نویسی اونم در مراحل پایانی هست، دلیل طول کشیدنش این بود که پدر یکی از بچه‌ها مشکل جدی براش پیش اومد که همچنان درگیره. در کل راضی هستم از کارهایی که کردم.

۹- زبان – ۰ ٪

تصمیم گرفتم در تابستان امسال سطح B1 را در سایت Busuu تموم کنم که متاسفانه هیچ تلاشی براش نکردم.

۱۰- برنامه‌نویسی – ۱۰٪

در این چالش تصمیم داشتم یادگیری برنامه‌نویسی رو شروع کنم به جز چند جلسه‌ای که با چند نفر از دوستانم داشتم کار خاصی نکردم، یعنی هم فرصت نداشتم هم تمرکز.

۱۱- ابوالفضل پلاس – ۰ ٪

در این چالش تصمیم داشتم یک کارهایی برای ابوالفضل پلاس بکنم ولی خب انجام ندادم، البته یه چارچوب‌های خوبی درآوردم ولی شروع نکردم، شاید در ادامه انجام دادم.

۱۲- بازسازی خونه – ۱۰۰ ٪

در این چالش قرار بود هر فصل سه تا کار برای این خونه انجام بدم، یکی از کارهایی که انجام دادم ساخت سقف شیروانی بود، زدن چاه و درست کردن پنجره‌های تراس، خیلی همین‌ها پروژه‌ی سنگینی بود.

در نهایت اگر بخوام فقط به صورت جمع و تقسیم عددی درصد تحقق اهداف این چالش رو اعلام کنم، باید بگم ۷۵٪ موفق شدم به اهداف این قسمت از چالش برسم، روزهایی بود که دیگه خسته می‌شدم و دوست داشتم دیگه ادامه ندم ولی دلم نمیومد، خیلی خوشحالم که ادامه دادم، قطعا حتی یک درصد بهتر از هیچی هست، چه برسه به ۷۵درصد.

پاییز نیز گذشت، …

برای این نوشته یادداشت بگذارید.