باتلاق
در طول سالهای زندگیم به خاطر کمبود دانش، شرایط احمقانهی محیطی، ناآگاهی و عدم آموزش در یک سیستم غلط آموزشی و خلاصه کلی دلیل دیگه، یک سری عادتهای بد در خودم ساختم، که نه تنها دوستشون ندارم، بلکه اونقدر عمیق درگیرشون هستم که گاهی از
در طول سالهای زندگیم به خاطر کمبود دانش، شرایط احمقانهی محیطی، ناآگاهی و عدم آموزش در یک سیستم غلط آموزشی و خلاصه کلی دلیل دیگه، یک سری عادتهای بد در خودم ساختم، که نه تنها دوستشون ندارم، بلکه اونقدر عمیق درگیرشون هستم که گاهی از
خیلی فیلم دردناک و جذابی بود. خیلی سعی کردم نبینم یا دیرتر ببینمش چون مشخص بود ازش که فیلم دردناکیه. چیزی که از این فیلم در زندگی شخصیم جالب بود، این بود که گاهی پافشاری روی کاری ممکنه آدم رو به نابودی بکشونه، یعنی همیشه
خیلی خوشحالم که دوباره چالش دوازده را برای پاییز طراحی کردم. یک سری موارد شبیه فصلهای قبلی هست، مثل کتاب، نوشتن پست بلاگ، تماشای فیلم، دیدار دوستان و خانواده و
قبل از خوندن این کتاب، سه کتاب دیگه از نادر ابراهیمی خونده بودم، عاشقانههای آرام، ابوالمشاغل و ابن مشغله، نمیشه این سه کتاب رو خوند و عاشقش نشد. اصلا شخصیت نادرابراهیمی برام ستودنیه، من واقعا عاشق این نویسنده هستم. این کتاب نامههای نادرابراهیمی به همسرش
یکی از بهترین سریالهایی بوده که تا حالا دیدم، به خصوص انیمیشن، یکی از دلایلش اینه که خیلی شخصیت بوجک شبیه منه، یعنی خیلی باهاش همزادپنداری میکنم. منم خیلی توی زندگیم شکست میخورم، خیلی بلد نیستم حرف دلم رو درست به آدمهای اطرافم بزنم، واکنشهام
پاییز امسال رو با کلی پروژهی خاص و گولیمنگولی آغاز کردم، اولش خیلی سختم بود و استرس و اضطراب شدیدی گرفتم ولی تبدیلش کردم به یک بازی، برای هر کدوم یک دامین خریدم تا گزارش پروژههاشون رو مستقل بنویسم. البته کل هفته درگیر خرید دامین
فیلم بدی نبود، ولی اگر نبینیدش هم چیزی رو از دست نمیدید. برای من اونقدر جالب نبود که بخوام چیز زیادی دربارهاش بنویسم. [eltdf_button size="medium" type="" text="IMDb" custom_class="" icon_pack="font_awesome" fa_icon="" link="https://www.imdb.com/title/tt2278388/?pf_rd_m=A2FGELUUNOQJNL&pf_rd_p=e31d89dd-322d-4646-8962-327b42fe94b1&pf_rd_r=GZ0M2VEK8CHVRW6KHMWH&pf_rd_s=center-1&pf_rd_t=15506&pf_rd_i=top?ref_=ext_shr_lnk" target="_blank" color="" hover_color="" background_color="#000000" hover_background_color="" border_color="#000000" hover_border_color="" font_size="" font_weight="" margin=""]
گاهی تصمیمات خاص و عجیبی در زندگیم میگیرم، الان حدودا یک سالی هست که میخوان خونه رو بکوبن و دوباره بسازنش ولی خب هر بار یک واحد مخالفت میکنه، منم که همیشه موافق هستم، فقط در یکی از صدها جلسهشون شرکت کردم و گفتم هر
فیلم خیلی ساده و پیچیدهای بود، دوستش داشتم، به نظرم فیلمهای قدیمی از نظر محتوا با فیلمهای امروزی قابل مقایسه هم نیستند، دیگه کمتر به فیلمنامههای خوب ممکنه برسیم. ولی واقعا برام جذاب بود نفر یک روز تصمیم بگیره دیگه به صورت ارادی حرف نزنه،
واقعا چالش دوازده برای من یکی از بهترین اتفاقها و طراحیهای زندگیم بوده، انگار خودم رو پیدا کردم، فهمیدم باید چطوری برنامهریزی کنم، چطوری کار کنم، البته هنوز زوده برای قضاوت ولی تا همین جای کار هم فوقالعاده بوده با تمام نقاط ضعفی که داشتم،