دیدار دوستانه‌ای که ادامه‌دار شد، …

چند وقتی بود با یکی از دوستانم درباره‌ی پروژه‌ای که روش کار می‌کرد حرف می‌زدیم، از اونجایی که حوزه‌ی فعالیت پروژه‌ی جدیدش خیلی مورد علاقه‌ی من بود بهم پیشنهاد داد با اعضای اصلی تیم یک قرار دوستانه بگذارم و با هم گپ بزنیم. امروز در یکی از رستوران‌های شهر قرار گذاشتیم و خیلی حرف‌های جالبی زدیم، بحث‌های ما فراتر از یک قرار دوستانه شد و باعث دیدارهای بعدی هم در آینده داشته باشیم، احساس امروزم اینه که احتمالا دوباره مسیر زندگیم به کلی تغییر می‌کنه و باز هم یک تصمیم جدید برعکس چیزی که داشتم می‌رفتم می‌گیرم، باید بریم جلوتر ببینیم چی پیش میاد.

برای این نوشته یادداشت بگذارید.