فکر کنم آدم خیلی تنهاست!

هر روز صبح ساعت ۸:۰۰ از خواب بیدار میشم، بعد احساس تنهایی، ترس، استرس و اضطراب شدیدی میاد سراغم، با خودم میگم چرا باید الان از خواب بیدار بشم، چه کسی اون بیرون منتظر منه؟ واقعا دلیل این حجم از احساسات عجیب رو درک نمی‌کنم، ولی می‌دونم که تصمیمم خیلی واضحه، دوباره می‌خوابم تا ساعت حدودا ۱۱:۰۰، بعد دوباره بیدار میشم، باز هم همون احساسات رو دارم ولی اینبار بقیه‌ی اعضای خانواده بیدار شدند و باید دیگه بلند بشم. هر چند تا ساعت حدود ۱۲:۰۰ همچنان از روی تخت بلند نشدم و درگیر افکار خودم هستم که واقعا چرا؟ این احساس تنهایی خیلی برای من آزاردهنده شده، نمی‌تونم از پس خودم بر بیام، هیچ انگیزه‌ای ندارم این روزها. نمی‌دونم آدم واقعا تنهاست یا من صرفا این چنین احساسی رو در روز تجربه می‌کنم.

برای این نوشته یادداشت بگذارید.