دست شیطان
این روزها هیچ کار خاصی نمیشه کرد، رسما تعطیل و بیچاره شدیم. البته این موضوع بیشتر برای کسانی شاید صادق باشه که در حوزه اقتصاد دیجیتال فعالیت میکنند، بعد از دو هفته همچنان چیزی به اسم اینترنت نداریم. این فیلم هم خونه یادم نیست از
این روزها هیچ کار خاصی نمیشه کرد، رسما تعطیل و بیچاره شدیم. البته این موضوع بیشتر برای کسانی شاید صادق باشه که در حوزه اقتصاد دیجیتال فعالیت میکنند، بعد از دو هفته همچنان چیزی به اسم اینترنت نداریم. این فیلم هم خونه یادم نیست از
هر بار میرم سری به پدر و مادرم بزنم، مامانم میگه یه مهمونی بگیرم فلانی و فلانی رو بگم؟ اصولا در حالت نرمال میگم نه حوصله ندارم، یا چند بار بگه میگم باشه، اینبار اونقدر شرایط مزخرف و پر از ابهام بود که دوست داشتم
وقتی میرم خونهی پدری خیلی دوست دارم برای مصطفی هم یک کارهایی بکنم. این هفته به سرم زد بچهها رو با خودم ببرم سینما، البته به شرطی که فیلم خوبی هم در حال اکران باشه، اینطوری شد که چشمم خورد به این انیمیشن و دیدگاههایی
دیروز داشتم خودم رو برای امتحان امروز آماده میکردم که از عملیات زنگ زدن که امروز پرواز دارم. من اصلا یادم رفت که امتحان دارم و به طرف گفتم اوکیه میام، تا عصر که یهو با خودم گفتم مگه فردا همون ساعت امتحان ندارم. خیلی
دو هفته پیش این فیلم رو با لیلی دیدیم، خیلی هم اتفاقی بود انتخابش ولی بینظیرترین انیمیشنی بود که این مدت دیده بودیم، هم از نظر داستان، هم از نظر شخصیتپردازی، فوق العاده بود. اصلا بعد از دیدن این فیلم شما دوست دارید یک دار
این تئاتر رو چند هفته پیش با لیلی رفتیم، خیلی هم اتفاقی بلیتش رو گرفتیم، یعنی صبح چک کردم جا نداشت، عصر دنبال یه تئاتر دیگه بودم دیدم سانس فوقالعاده داره سریع بلیتش رو خریدم و با رفتیم دیدیم. بامزه بود، بهترین تئاتر عروسکی که
عجب هفتهای بود کاپیتان، سرشار از ترس و ابهام. در کل هفته اینترنت طوری قطع بود که حتی امتحانات دانشگاه به صورت مجازی هم برگزار نشد. از اون بدتر هیچ خبری از هیچ جایی نداشتیم. بیخبری و ابهام واقعا در این عصر ترسناکه، آدم رو
اونقدر در طول هفته کار نداشتم که گفتم حداقل برم به پدر و مادرم سری بزنم، وقتی رسیدم دیدم این با اون قهره، اون با این قهره، برای چی؟ هیچی نظر و عقیدهی خودشون رو نسبت به یه مسئلهای بیان کردن، کلا درک نمیکنم طرف
امروز لیلی از در اومد تو و شروع کرد به زدن ضربات پا به من و بهم گفت من رو بنویس تکواندو، دوستام تو مدرسه از این ضربهها میزدن، منم خندیدم و گفتم باشه، خودم بهت یاد میدم. همون روز قرار بود بریم تئاتر، بعدش
شاید مهمترین دلیلی که اکانت شگرد رو تمدید کردم دیدن همین مستر کلاس بود، تسلط دکتر لادن فتی واقعا عالی بود. اونقدر برای من این موضوع جالب بود که وقتی شروع کردم تا تموم نشد بلند نشدم. نکتههای در طول دوره را یا سر کلاسهای