این دوره را از دانشگاه ایلینوی را در کورسرا شرکت کردم. درباره‌ی فرهنگ و اخلاق حرفه‌ای بود. واقعا نمی‌دونم چرا دانشگاه با این عظمت اینقدر کیفیت دوره‌اش پایین بود، منظورم از نظر محتوا نبود، از تولید تولید محتوا بود. ولی در کل دوستش داشتم، امیدوارم

خیلی وقت بود امین رو در توییتر دنبال می‌کردم، بعد از انتشار عکس میزی که ساخته بودم بهم پیام داد که دوست داره هم رو ببینیم و من براش چند تا میز بسازم. بعد از چند روز بالاخره تونستیم با هم قرار بگذاریم و اندازه

نمی‌خواستم اینقدر سریع یادگیری بک‌اند رو شروع کنم ولی خب تصمیم گرفتم یک پروژه جدی بسازم و برای این کار نیاز شد حداقل دیتابیس رو یاد بگیرم. به نظرم اولش سخت میومد ولی بعد دیدم اصلا چیز پیچیده‌ای نداره و چیزی که بیشتر از همه

قرار بود چند وقت پیش بریم نمایشگاه کتاب ولی دیدیم مسیر خیلی شلوغی است و پشیمون شدیم و رفتیم باغ کتاب. این کتاب را اونجا پیدا کردم و عاشقش شدم. سبک کوچیک بودن و محتوای ساده‌ کتاب رو دوست داشتم. اینکه اگر نقاشی بلدی نیستی

دوره‌ی سوم دیجیتال کارکتینگ هم تموم شد، یکم سرعتم در یادگیری کند شده، چون واقعا فرصت نمی‌کنم. حجم بی‌نهایتی از کارها ریخته روی سرم و نمی‌دونم باید کدوم رو اولویت بدم ولی خوشحالم که گوشه‌ی ذهنم همیشه یادگیری هست و تلاش می‌کنم عقب نمونم. در

امروز با خودم گفتم بعد از مدت‌ها بشینم یک فیلم خوب تماشا کنم که دیدم سایت سینما این فیلم رو پیشنهاد دیده، راستش وقتی تام‌هنکس رو دیدم به باقی مسائل توجهی نکردم و شروع کردم به دیدن فیلم. نمی‌دونم شاید فیلم ارزش هنری خیلی بالایی

هفته‌ی دوم تابستان هم گذشت، به نظرم خیلی بهتر از بهار شروع کردم، وضعیت نسبتا پایدارتری دارم در عمل به برنامه، هر چند عالی نیست. این هفته با دوستان زیادی دیدار داشتم، از الیاس بگیر تا افشین و آرین و حتی دوستی به اسم سروش،

چند روزی بود داشتم با اصغر هماهنگ می‌کردم برای اینکه کنار هم بشینیم و یکم بهم برنامه‌نویسی یاد بده، بالاخره امروز شد. من زودتر رسیدم و یکم طرح‌های خودم رو روی فیگما پیش بردم، وقتی اصغر رسید نشستیم و یک پروژه‌ی جدید ساختیم و کلیات

مدت‌ها بود که قرار بود افشین رو ببینم ولی یا من نبودم یا اون، امشب دیگه قرار گذاشتیم ساعت ۱۰ هم رو ببینیم در پارک پردیسان، همزمان دیدم آرین حال روحی خوبی نداره به اونم گفتم پاشو بیا بریم بیرون، دو تایی ساعت ۱۰ رسیدیم