برچسب: معرفی کتاب

۳۰مهر
تست مامان

تست مامان

اولین باری که کتاب تست مامان رو خوندم هنوز یادم هست، داغ داغ بعد از ترجمه اولیه بدون ویراش در قالب فایل های گوگل داک بود، اون زمان هیچ تصمیمی نداشتیم که کتاب رو به صورت فیزیکی چاپ کنیم، امروز که برای دومین بار این کتاب رو می خوندم خیلی لذت بردم چون نسخه فیزیکی رو دستم گرفته بودم و می خوندم و خوشحال بودم که با تمام دردسرهایی که برای چاپ این کتاب کشیدیم حداقل خودم حس خیلی خوبی داشتم موقع خوندن این کتاب، جالب بود که حس می کردم برای اولین بار هست که دارم این کتاب رو می خونم و خیلی از نکته های کتاب برام جدید به نظر می رسید، احتمالا این موضوع نسبت به همه کتاب هایی که تا حالا خوندم هم صادق هست. ادامه مطلب »

۲۹مهر
شش سیگما چیست؟

شش سیگما چیست؟

کتاب «شش سیگما چیست؟» پرفروش ترین کتاب شش سیگما جهان تا سال ۲۰۰۴ هست که توسط رسول نورالسناء، امیر صالحی پور و عباس سقایی ترجمه و توسط انتشارات دانشگاه علم و صنعت به چاپ رسیده، شش سیگما طرفداران زیادی بین مدیران به خاطر کاهش زمان فرآیند، حذف نواقص محصول و افزایش رضایت مشتری پیدا کرده، شش سیگما بدون مشارکت و تعهد همه جانبه کارمندان قادر به ارائه نتیجه اثر بخشی نیست، جک ولش مدیرعامل سرشناس سابق جنرال الکترنیک درباره شش سیگما میگه: «ما شش سیگما را ابداع نکردیم، بلکه آن را یاد گرفتیم، تاثیر کلی آن به روی اعداد و ارقام سازمان، ساختگی نیست و نتایج به دست آمده، حاصل ۲۷۶،۰۰۰ پرسنل مشغول در پروژه های شش سیگما بوده است.»، این کتاب به نظرم برای درک این موضوع که اصلا شش سیگما چی هست و کاربردش چیه، کتاب خوبی هست.

قفسه کتاب های من

۲۲مهر
تنها بی پروایان پایدارند

تنها بی پروایان پایدارند

خیلی وقت بود می خواستم این کتاب رو بخونم ولی فرصت اش پیش نمی یومد، ولی حالا که خوندنش رو تموم کردم با خودم می گم ای کاش زودتر می خوندم این کتاب رو که نوشته اندرو گرو مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره پیشین اینتل هست، پیتر دراکر هم درباره این کتاب گفته: «این اثر برجسته کتابی خطرناک می باشد که انسان را ناچار به اندیشیدن می نماید!»، از موضوعات محوری و مهم این کتاب نقطه های چرخش راهبردی هست، که به نظر باید همه در این زمینه یاد بگیریم چون بدون شک در زندگی باهاش بارها مواجه خواهیم شد، در مورد تصمیم گیری در زمانی که درگیر نیروی دگرگون ساز ۱۰ برابر شده ایم، یا بهتر چطوری این نیروها را پیش بینی کنیم و خودمون رو براشون آماده کنیم، چطوری سازمان را به سمت درست هدایت کنیم و چطوری تصمیمات به موقع و درستی بگیریم، به نظرم خوندن این کتاب خوب رو از دست ندید.

قفسه کتاب های من

۲۰مهر
nike

کفش باز

کفش باز یکی از بهترین کتاب هایی بود که تا حالا خوندم، خاطرات فیل نایت بنیان گذار شرکت نایکی، خیلی ساده و بی شیله پیله ماجرای دنبال کردن رویاهاش رو گفته و خیلی خوب فراز و نشیب های مهم زندگی شخصی و کاریش رو در طول ساختن یک شرکت میلیارد دلاری نوشته، از اینکه از شهری کوچیک شروع می کنه و حتی در همون شهر هم ادامه میده، کلا داستان این آدم نقطه مقابل تمام آدم هایی هست که فکر می کنند برای موفقیت باید به جاهای بزرگتری مهاجرت کنند و یا حتی به کشورهای دیگه ای برن، به نظرم درباره این کتاب نباید چیزی نوشت، فقط باید خوندش و باهاش زندگی کرد، چون باور کنید خط به خط اش آموزنده است، وقتی خوندش رو شروع کردم دیگه نتونستم بزارمش زمین تا اینکه تموم شد و انصافا وقتی تموم شد ناراحت شده بودم چون منم احساس می کردم در طول اون مسیر باهاشون بودم و زندگی می کردم، آخرین کتاب خاطراتی که خوندم و این طوری بهم چسبید هوندا بود، فکر می کنم هفت یا هشت سال پیش بود، به نظرم این کتاب رو حتما بخونید.

قفسه کتاب های من

۱۷مهر
چگونه کمتر نگران پول باشیم

چگونه کمتر نگران پول باشیم

به نظرم این کتاب خیلی بهتر از کتاب «درس های نیچه برای زندگی» بود ولی در کل به نظرم خوندن مجموعه کتاب هایی که نشر هنوز با عنوان مدرسه زندگی چاپ می کنه نسبت به زمانی که از آدم می گیره شاید مفید نباشه، نوع نگاه نویسنده به پول برام جالب بود، ما واقعا چقدر به پول نیاز داریم؟ آیا پول باعث خوشبختی ما میشه! راستش برای من طرح چنین سوالاتی خیلی جالب بود، چون از نظر من درسته که پول باعث خوشبختی شاید نشه ولی می تونه نداشتنش باعث بدبختی بشه، حالا چطوری میشه بین این دو تا رابطه ی درستی تعریف کرد که در این چند روزه دنیا خوشبخت باشیم و خوشحال خودش جای بحث های فلسفی زیادی داره ولی برای من جالب بود چون برای پول تا حالا کار نکردم، نمی دونم الان باید پیشنهاد بدم بقیه بخونند یا نه، راستش اگر کتاب خوب دیگه ای نداشتید برای خوندن، بد نیست بخونید.

قفسه کتاب های من

۱۵مهر
سختی کارهای سخت

سختی کارهای سخت

چند وقت پیش که به دیدن یکی از دوستانم رفته بودم این کتاب رو بهم داد و گفت حتما بخونش، اون زمان خیلی حال و حوصله خوندن کتاب نداشتم ولی چند روز پیش تصمیم گرفتم بخونمش، کتاب سختی کارهای سخت نوشته بن هاروویتز و ترجمه سعید قدوسی نژاد توسط انتشارات آریانا قلم به بدترین شکل ممکن به چاپ رسیده البته نظر من هست. نمی دونم چرا از طراحی جلد کتاب اصلی استفاده نکردن و اصلا نمی دونم انگیزه طراح این کتاب به این سبک چی بوده، حجم کتاب کم نیست و برای من که راه میرم خیلی باعث اذیت شدن مچ دست ها می شه، به جز مشکلات این چنینی محتوای کتاب واقعا به نظرم خوب و کاربردی هست، خوندش دید خیلی خوبی به آدم میده. ادامه مطلب »

۱۲مهر
ارائه ناب به سبک استیو جابز

ارائه ناب به سبک استیو جابز

هفته پیش ارائه مهمی داشتم و از یک هفته قبلش داشتم خودم رو برای اون آماده می کردم، یه جورایی بیشتر بچه های شرکت هر روز درگیر این ارائه بودن و سعی می کردن بهم کمک کنند، دو روز مونده به ارائه حدودا ۶۰ اسلاید آماده کرده بودیم و می دونستم باید چی بگم و چطوری ارائه بدم، به خودم استراحت داده بودم و دنبال چند تا مقاله می گشتم که خیلی اتفاقی با کتاب «ارائه ناب به سبک استیو جابز» آشنا شدم، راستش اصلا دنبال مطلبی برای ارائه نبودم برام جالب اومد و یکی از بچه ها برام خریدش و شروع کردم به خوندنش، فردا قرار بود کار روی اسلایدها رو ادامه بدیم و به یک نسخه نهایی برسیم ولی من مخالفت کردم و گفتم می خوام این کتاب رو بخونم، خیلی کتاب خوبی بود، چون مجبور بودم توی دو روز خوندمش وقتی تمام شد بچه ها را جمع کردم و گفتم تمام اسلایدها را بریزید دور. ادامه مطلب »

۱۱مهر
تسلی بخشی های فلسفه

تسلی بخشی های فلسفه

چند وقت پیش با یکی از دوستان داشتیم توی کتابفروشی قدم می زدیم و دنبال کتاب «از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم» هاروکی موراکامی بودیم که یهو روی میز این کتاب رو دید و برداشت و با هیجان خاصی بهم داد و گفت این کتاب و بخون، خیلی برام جالب شد ببینم توی کتاب چی نوشته که اینقدر از دیدنش هیجان زده شده بود، کتاب رو خریدم و گذاشتمش توی لیست مطالعه، به عنوانش نمی خورد کتاب خوبی باشه، راستش من خیلی علاقه ای به فلسفه هم ندارم، یه جورایی اصلا نمی فهمم بحث های فلسفی رو، بعد از خوندن کتاب فهمیدم عاشق فلسفه شدم، یعنی این کتاب به هر چیزی که فکر می کنید یه جور دیگه ای نگاه کرده و عالی هم این کار و انجام داده. ادامه مطلب »

۹آبا

آزمون مامان

نزدیک دو سال هست که داریم روی یک سرویس تحت وب کار می کنیم، یادم میاد قبل از شروع کار یک ماه داشتیم طرح تجاری می نوشتیم و کلی هم تحقیقات بازار انجام دادیم، بعد از گذشت ۹ ماه که شروع کرده بودیم، دچار یک سردرگمی بدی شده بودیم، هم می دونستیم داریم چه کار می کنیم و هم نمی دونستیم، یه جای کار می لنگید، بعد از کلی بازنگری روی فرآیندها و مشتری هایی که فکر می کردیم چی می خوان و باهاشون مصاحبه هایی هم داشتیم تغییراتی در کارها ایجاد کردیم و تا همین چند وقت پیش داشتیم اون مسیر رو ادامه می دادیم، محصول اولیه آماده شده بود و باید وارد بازارش می کردیم ولی نمی تونستیم، مشکل بزرگی وجود داشت. ادامه مطلب »

۲آبا

از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم

از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم عنوان کتابی است که برای دومین بار خوندمش، شاید بیشتر برای این که یک بار دیگه این جمله را در ذهن خودم تکرار کنم که «درد اجباری است، رنج کشیدن اختیاری است»، «قضیه را می توان به این صورت مطرح کرد که آدم حین دویدن کم کم به فکر می افتد که: کار عذاب آوری است. دیگر نمی توانم ادامه بدهم. در آن صورت، بخش عذاب آور آن یک واقعیت اجتناب ناپذیر و قطعی است ولی ادامه دادن یا ندادن آن اختیاری است و به خود دونده بستگی دارد که چه تصمیمی بگیرد. مهم ترین وجه ماراتن در همین نکته خلاصه می شود»، البته به نظرم این جمله در کل زندگی آدم در جریان هست و دارای کاربردی اساسی. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه