پیش از تایپوگرافی
این کتاب از چند جنبه برام خیلی جذاب بود، یکی آشنایی با خط، زبانشناسی، حروفنگاری و
این کتاب از چند جنبه برام خیلی جذاب بود، یکی آشنایی با خط، زبانشناسی، حروفنگاری و
فیلم قدیمی جالبی بود، هر چند من دقیقا نفهمیدم میخواست چه مفهومی رو به مخاطبش برسونه. رفاقت کردن دیمی و سرنوشت کسی که به خاطر منافع شخصیش نارفیقی میکنه! ترس، اینکه چه بلایی میتونه در طول مسیر زندگی سر آدم بیاره. تفاوت در انتخاب آدمها
من معتقدم حضور بعضی از آدمها در زندگیمون اشتباهیه، حتی اگر حضورشون منافع کوتاه مدتی هم برای ما ایجاد کنه. به نظرم این آدمها ضررهای هنگفتی در بلندمدت همراه خودشون ایجاد میکنند. اینقدر تو زندگیم ضرر هنگفت دادم از ارتباطات اینچنینی که دیگه تا حدی
یک فیلم فوقالعاده با یک پایان غمانگیز، البته شاید غمانگیز هم نبود، شورانگیز و هیجانانگیز بود، زندگی ما از دید خودمون یک شکلی به نظر میرسه و از نظر اطرافیانمون شکلهای متفاوت دیگه، آدمی که تو زندگیش رویایی رو در سرش داره و در مسیرش
امروز بعد از مدتها رفتم دانشگاه تا مدرک کارشناسی مدیریت جهانگردیم رو بگیرم و قاب کنم بزنم روی دیوار اتاقم (لبخند). خدایی اصلا باورم نمیشه لیسانس گرفتم، یعنی هیچ تصمیمی برای ادامهی تحصیل نداشتم، به خاطر مامانم شروع کردم به درس خوندم، آخه اونم همزمان
خیلی عجیبه که فیلمهای قدیمی گاهی خیلی طولانی هستند، البته فکر کنم این فیلم در اصل یک و دو داشت، چون حدودا چهار ساعت فیلم بود، دوستش داشتم، فیلم جالبی بود، دربارهی سرنوشت، مسیح، دوستی و برادری، خانواده و
این هفته هم گذشت، در کنار دیدن دو فیلمسینمایی، خوندن کتاب، نوشتن پستهای بلاگ و دیدن دوستان، کتابهای کتابفروشی را به انبار منتقل کردم و قرارداد اون رو فسخ کردم، احساس تلخی بود ولی باید انجام میشد، اگر بنا بر زنده نگه داشتنش بود باید
این کتاب رو از کتابخونهی خواهرم برداشتم و شروع کردم به خوندن، حتی قبل از خوندن دربارهاش تحقیق هم نکردم، چرا؟ چون نادر ابراهیمی نوشته بودش، فوقالعاده است این مرد، هر کتابی که ازش خوندم سرشار از تفکر و نکات ناب برای زندگی بود، خیلی
امروز برای ساعاتی با مامان تنها بودم، داشت کارهای خونه رو میکرد، یهویی دیدم خیلی نمنم داره گریه میکنه، گفتم چی شد؟ گفت من هر جایی از این خونه رو که میبینم یاد تو میفتم، واقعا هیچ بچهای کاری که تو کردی رو نمیکنه! خیلی
یک فیلم کاملا دیالوگمحور و پر محتوا، خیلی این فیلم برای من جالب بود، به نظرم گاهی بعضی از آدمها در زندگیشون به جایی میرسند که شاید از پدر و مادر خودشون خیلی ناراضی باشند، خیلی دلشون پر باشه، دوست داشته باشند باهاشون درد دل