هفته‌ی خوب و غم انگیزی بود، هفته‌ی خوبی بود چون تونستم کلی طبق برنامه پیش برم، یک فیلم سینمایی خوب ببینم، یک کتاب خیلی عالی بخونم که هفته‌ی دیگه معرفی‌اش می‌کنم. سه روز در هفته ورزش کنم، چند جلسه کلاس خلبانی شرکت کنم. کلی تسک

هفته‌ی خوبی بود، نسبت به همه‌ی هفته‌های دوم فروردینی که تا حالا داشتم و به یادشون میارم. چون کلی از برنامه‌های عقب افتاده‌ی هفته‌ی اول رو جبران کردم و اجازه ندادم هفته‌ی ریکاوریم در شروع برنامه از بین بره. جالب اینه اومدیم اراک و در

اصولا باید هفته‌ی اول فروردین رو در نظر نگرفت، ولی برای من اینطوری نشد و از این بابت خیلی خوشحالم، چون احساس می‌کردم هفته‌ی ریکاوری رو باید در همین شروع برنامه‌ از دست بدم. در مجموع ۱۴ فعالیت کاری رو پیش بردم، دو تا کتاب

هفته‌ی ریکاوری خیلی برای من معنی نداشت، چون زمستون امسال رو شبیه چالش‌های قبلی پشت سرنگذاشتم، البته خیلی عالی بود. کلی کلاس خلبانی شرکت کردم، رسما یک درس رو تموم کردیم، با کلی آدم گپ زدم برای اجرای یک پروژه‌ی جذاب در سال جدید، یک

فکر کنم این هفته یکی از پیچیده‌ترین و پرکارترین هفته‌های سال بود، می‌خواستم روز تولدم چند تا کار رو به سرانجام برسونم، یکی بالا آوردن سایت Twelve Design بود. یکی نوشتن لیست رویاهام، یکی نوشتن پست‌های بلاگ عقب افتاده، یکی نوشتن پست بلاگ روز تولدم

عجب هفته‌ای بود واقعا، خودم از راندمان خودم در عجب موندم. یک طرح تجاری برای یک پروژه‌ی جدی به صورت شوخی نوشتم، خیلی بهم چسبید. کلی جلسه با آدم‌های مختلف برای انجام کارهای مختلف داشتم. روی بسته‌ی آموزش رباتیکم کلی کار کردم، روی محصول جدیدم

این هفته هم برای خودش هفته‌ای بود، کاملا احساس میکنم به روزهای اوج خودم برگشتم، کارهای خیلی هیجان‌انگیزی انجام دادم، کلی جلسه با آدم‌های مختلف داشتم برای پیشبرد کارهای مختلف مثل کمپین شازده‌کوچولو، رونمایی از این کمپین واقعا حالم رو سر جاش آورد، طرح‌های نهایی

این هفته هم جالب بود برای خودش، اولش که با جلسه‌ی نهایی کردن پروژه‌ی مشترکم با مصطفی شروع شد ولی به نتیجه‌ای که باید می‌رسیدیم نرسیدیم و انتقال پیدا کرد به هفته‌ی بعد، ولی جلسه‌ی خوبی بود به نظرم. از فضای کار اشتراکی زرافه بازدید

این هفته هم پر بود از اتفاقات جالب و جذاب، شنبه که یک جلسه برای تداوم جلسات با بعضی از دوستان برای رسیدن به نقطه‌ای که بتونیم همکاری مشترک داشته باشیم، بود. یک‌شنبه جلسه‌ی دیگه‌ای که فکر می‌کردم شوخیه، هنوزم نمی‌دونم البته چقدر جدیه، ولی