برچسب: کتاب

۱۸اردیبهشت
۲۵ اصل حیاتی موفقیت

۲۵ اصل حیاتی موفقیت

۲۵ اصل حیاتی موفقیت

کتاب خوبی بود، نکات خیلی جالبی داشت که خیلی‌هاش رو قبلا در کتاب‌های دیگه خونده بودم و خیلی‌هاش رو هم خودم بهشون رسیده بودم، البته این وسط هم کلی مثال به دردنخور داشت، جک کنفیلد کتاب‌های خوبی در زمینه موفقیت می‌نویسه، هر چند کلا به چیزی به اسم موفقیت اعتقادی ندارم. ولی بعضی از نکاتش برای داشتن یک زندگی هیجان‌انگیز و جذاب لازم به دردبخوره.

بهترین قسمت کتاب از نظر من همون قسمتی بود که اثرمرکب را به نوع دیگه‌ای بیان می‌کرد، به نظر من مهم‌ترین و تاثیرگذارترین کار در زندگی انجام‌ کارهای مختلف و ایجاد عادات خوب با توجه به اثر مرکب هست، من خیلی ازش در زندگیم استفاده کردم، حتی همین الان هم که در حال نبرد با خودم هستم از این قانون شدیدا استفاده می‌کنم. اثرات بلند مدت ویژه‌ای داره اثرمرکب.

۱۱اردیبهشت
درباره بازاریابی استراتژیک

درباره بازاریابی استراتژیک

درباره بازاریابی استراتژیکبه نظرم کتاب خیلی خوبی بود در حوزه‌ی بازاریابی استراتژیک، البته من به عنوان کسی که سررشته‌ی زیادی در بازاریابی ندارم این حرف رو می‌زنم، شاید نظر متخصصین این حوزه متفاوت باشه، دو تا مقاله‌ی خیلی خوب از نظرم داشت، یکی «کارت گزارش برند» بود یکی هم «به جنگ میان فروش و بازاریابی پایان دهید»، البته بقیه‌ی مقالات هم به نظرم خوب و مفید بودن ولی این دو مقاله اثر ویژه‌ای روی بینش من نسبت به بازاریابی گذاشته بود، چون یک چیزهایی هم قبلا شنیده بودم، اینجا خیلی متفاوت‌تر دربارش‌ خوندم و برام جالب اومد.

به نظرم در ایران ما خیلی بخشی با مفهوم بازاریابی نداریم، بیش‌تر منظورمون فروش هست تا بازاریابی و در این کتاب خیلی خوب به تفاوت این دو بخش می‌پردازه، این که فروش دنبال چه چیزهایی هست و بازاریابی دنبال چه چیزهایی هست و بهترین روش این هست که این واحد‌ها با هم در یک مسیر حرکت کنند.

۸اردیبهشت
هر دانش‌آموزی می‌تواند موفق شود

هر دانش‌آموزی می‌تواند موفق شود

هر دانش‌آموزی می‌تواند موفق شوددو تا دلیل برای خرید و خوندن این کتاب داشتم، اول اینکه کتاب هر دانش‌آموزی می‌تواند موفق شود را ویلیام گلسر نویسنده‌ی کتاب تئوری انتخاب نوشته و درباره‌ی چگونگی تبدیل کردن مدرسه به یک مدرسه‌ی کیفی بر اساس تئوری انتخاب نوشته، دوم اینکه دارم روی یک پروژه‌ی دانش‌آموزی کار می‌کنم و علاقه‌مند بودم ببینم چطوری اصول تئوری انتخاب را میشه در پروژه اعمال کرد، کتاب خوبی بود ولی مثل خود کتاب تئوری انتخاب خیلی توضیحات شاید بی‌مورد داده بود، شاید کل حرف کتاب این بود که به جای سیستم نمره‌دهی صفر تا بیست و فشار آوردن و اعمال زور برای درس‌خوندن که اصولا نتیجه‌ی درستی نمیده، با دانش‌آموز وارد دوستی و گفتگو شد، به طوریکه در مدارس کیفی اتاقی به نام اتاق گفت‌گو وجود داره که دانش‌آموز در صورت بی‌انضباطی اونجا فرستاده میشه و مدیر و معلم باهاش صحبت می‌کنند، اصولا به دانش‌آموزان گفته میشه همه قبول هستید به شرط اینکه یک سری کارها را انجام بدید، انگار در اصل نمره از پانزده تا بیست هست و … .

۶اردیبهشت
مدل کسب و کار اشتراکی

مدل کسب و کار اشتراکی

 مدل کسب و کار اشتراکی

این کتاب به بررسی چگونگی استفاده از مدل کسب و کار اشتراکی در کسب و کارهای مختلف پرداخته. از نظر نویسنده شرکت‌های هوشمند با استفاده از مدل کسب و کار اشتراکی به ایجاد جریان‌های درآمدی تکرارشونده می‌پردازند. کتاب خوبی بود، چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم به خصوص که نه مدل مختلف کسب و کار را هم که از مدل کسب و کارش اشتراکی استفاده کرده بودند را تحلیل و بررسی کرده بود و میشه اطلاعات مفیدی از بین اونا به دست آورد.

«مشخص‌ترین مزیت مدل اشتراکی افزایش ارزش طول عمر مشتری است. وقتی به مشتری اشتراک می‌فروشید، این فروش می‌تواند به لطف جادوی درآمد تکرار شونده رابطه طولانی مدت ایجاد کند»

۲۳فروردین
مینیمالیسم دیجیتال

مینیمالیسم دیجیتال

کتاب مینیمالیسم دیجیتال را در سفری که چند وقت پیش به تبریز داشتم از ندا هدیه گرفتم، دقیقا یادم نیست چی باعث شد که این کتاب را بهم هدیه بده و تاکید کنه توی قطار تا رسیدن به تهران حتما بخونمش، هر چند من در راه برگشت اصلا حوصله‌ی کتاب خوندن نداشتم و ترجیح دادم کل مسیر را بخوابم ولی بالاخره موفق شدم بعد از چند ماه بخونمش. به نظرم کل حرف کتاب این بود که حضور بدون هدف و برنامه‌ریزی در شبکه‌های اجتماعی و دسترس‌پذیر بودن بیش از حد، به جز این که باعث افزایش درآمد شرکت‌های سازنده‌ی این شبکه‌ها میشه، هیچ سودی برای ما نداره و حتی باعث میشه ما دچار افسردگی شدید و بی‌تحرکی بیش‌ازحد هم بشیم. در واقع میگه فناوری نه خوبه و نه بد. مهم اینه از آنها برای رسیدن به اهداف و ارزش‌هامون استفاده کنیم نه اینکه اجازه بدیم فناوری از ما استفاده کنه و این به نظرم حرف خیلی منطقی و جذابی هست.

در حین خوندن این کتاب سری زدم به گوشیم و میزان زمانی که در طول روز و هفته از شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر و اینستاگرام و حتی تلگرام و واتس‌آپ استفاده می‌کنم را درآوردم، نتیجه خیلی وحشتناک بود. به طور میانگین روزانه بیش از سه ساعت زمانم را در توییتر بودم و بیش از چهار ساعت در اینستاگرام و تلگرام و واتس‌اپ، این یعنی در هفته حدود چهل و نه ساعت از زمانم را صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کردم و میشه گفت بیش از نود درصد اون بی‌مورد بود. تصمیم گرفتم حجم فعالیتم را در این شبکه‌ها به طرز چشمگیری کاهش بدم، برای همین برای خودم محدودیت‌هایی قائل شدم، روی گوشی تنظیم کردم در طول روز بیش‌تر از ۲۴ دقیقه حق ندارم از این چهار شبکه‌ی اجتماعی استفاده کنم، واقعیت اینه که روز اول واقعا فاجعه و حتی ترسناک بود، این حجم از وابستگی به این شبکه‌ها اعصابم رو بهم ریخته بود، بهش اهمیت ندادم تا اینکه امروز بعد از هشت روز دیگه عادت کردم، فقط زمان‌هایی که مجبورم یک بحث کاری را در واتس‌اپ یا تلگرام با همکارانم پیش ببرم ممکنه این عدد بیش‌تر از ۲۴ دقیقه در روز بشه، که اونم روی گوشی این کار را انجام نمیدم و دارم تلاش می‌کنم بحث‌های کاری را خارج از تلگرام و واتس‌اپ هدایت کنم و این به مدیریت پروژه‌ها کمک شایانی داره میکنه، اینم اضافه کنم که کتاب خیلی توضیح اضافه داده به نظرم، خلاصه‌ی ۲۰۶ صفحه کتاب همینی بود که بهتون گفتم و باید همین کاری رو بکنید که کردم (لبخند)، شاد باشید.

۱۶فروردین
ساخت آمریکا

ساخت آمریکا

ساخت آمریکابدون شک این کتاب یکی از بهترین‌ کتاب‌هایی بوده که تا حالا خوندم، خیلی خوشحالم که به عنوان اولین کتابی که در سال ۹۹ خوندم این بود، سم والتون آدم بلندپرواز و سخت کوش و به قول خودش عاشق رقابت بود، اون بزر‌گترین خرده‌فروشی دنیا در بدترین شرایط اقتصادی می‌سازه و این فوق‌العاده است، من خودم عاشق شخصیتش شدم، اون دوست داره بیش‌تر کارها را خودش انجام بده، از صبح تا شب سر کار باشه و روی کارها نظارت داشته باشه، از شهرهای کوچیک شروع می‌کنه جایی که هیچ کسی حاضر نیست از اونجا شروع کنه، به علاقه‌مندی‌هاش میرسه، شکار می‌کنه و تنیس بازی می‌کنه و از همه جذاب‌تر برای من اینه که خلبان هم هست و بیش‌تر با هواپیمای خودش به این طرف و اون طرف میره و میگه از هواپیمای جت خوشش نمیاد چون نمیشه باهاش در ارتفاع پایین پرواز کرد و شهر رو از نزدیک دید.

جالب اینجاست بعد از این همه سال در کشور ما هنوز مجوزی به هواپیماهای شخصی داده نمیشه و این واقعا تاسف‌انگیزه، در کل زندگیش فقط روی مال‌مارت سرمایه‌گذاری کرده و اعتقاد داره اگر جاهای دیگه سرمایه‌گذاری می‌کرد مردم می‌گفتن سم به کاری که میکنه اعتماد نداره و این طرز فکرش خیلی عالی بود، نوع برخوردش با خانواده‌اش و طرز تربیت فرزندانش هم برای من خیلی جذاب بود، اینکه پول براش اهمیت نداره و از اینکه مردم تو زندگی شخصیش سرک بکشن اصلا خوشش نمیاد و خیلی عادی سفر می‌کنه، با وجودیکه پولدار هست ولی به قول خودش هزینه‌های اضافی انجام نمیده، مثل خرید جت شخصی، خرید جزیره و … توصیه می‌کنم در کل حتما این کتاب را بخونید.

۱۱بهمن
هر چی تو می‌خوای

هر چی تو می‌خوای

من خیلی شخصیت درک سیورز را دوست دارم، فوق‌العاده است، من تا الان فکر می‌کنم سه بار میشه که این کتاب را می‌خونم، شروع بسیار خوب کتاب با این جمله که «اکثر آدم‌ها اجازه میدن باد، کشتی زندگی‌شون رو به هر سمتی که می‌خواد، ببره. کل عمرشون دنبال چیزهایی هستن که دیگران بهشون توصیه کردن، بدون اینکه متوجه باشن، این مسیر قرار نیست خوشحال‌شون کنه»، نشون میده تا پایان کتاب قرار هست درباره‌ی یک سبک زندگی جذاب و متفاوت بخونیم و یاد بگیریم.

درک سیورز تاکید ویژه‌ای روی تحقق رویاهاش داره البته به سبک خودش، وقتی میگه هدفش از کسب و کار پول نیست، می‌تونید در پایان کتاب با تمام وجودتون احساسش کنید، وقتی میگه آرمان شهرتون رو بسازید، اگر زندگیش را دنبال کنید، می‌بینید همچنان در حال ساخت دنیای خیالیش هست، وقتی درباره‌ی ارتقای شخصی حرف می‌زنه، می‌تونید با دنبال کردن بلاگش کاملا احساسش کنید، وقتی درباره‌ی کمک به دیگران صحبت می‌کنه، به صورت عملی هم بهتون یاد میده چطوری باید ساده از خیلی از داشته‌هاتون بگذرید، درک سیورز روی کاری که نتیجه نمیده پافشاری نمی‌کنه، به شدت آدم تجربه‌گرایی هست و معتقده طرح کسب و کار عمدتا یک توهم هست و باید برای اینکه بفهمید مردم واقعا چی می‌خوان، هر کاری توی ذهنتون هست را اول انجامش بدید، من عاشق اون قسمتش هستم که میگه پاشو شروع کن، بدون سرمایه، خودش هم واقعا همین کار را انجام میده، کاملا معتقد هست که نمیشه همه را راضی نگه داشت و این کار را هم با حذف عده‌ای به سادگی انجام میده، خیلی دوست دارم کسب‌و‌کارهایی داشته باشم که بدون من هم بتونن سرپا بمونن، هرچند تا حالا کاملا موفق نبودم ولی تلاش‌های موثری داشتم تا حالا و در آخر میگه هدف واقعی انجام هر کاری شاد بودنه، پس فقط کارهایی را انجام بدید که خوشحال‌تون می‌کنه، در کل پیشنهاد می‌کنم این کتاب را اگر چند بار در زندگی‌تون نمی‌خونید، حداقل یکبار را بخونید، به نظرم واجب هست.

۲۸اسفند
هنر شفاف اندیشیدن

هنر شفاف اندیشیدن

کتاب هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ی رولف دوبلی و ترجمه‌ی بسیار خوب عادل فردوسی پور که توسط انتشارات چشمه چاپ شده، بدون شک یکی از بهترین کتاب‌هایی بوده که تا امروز خوندم و پیشنهاد میدم حتما این کتاب رو بخونید، بر خلاف کتاب‌های دیگه‌ای که خوندم، شش ماه طول کشید تا تمومش کنم، آخرین باری که بعد از خوندن کتاب ناراحت شدم که چقدر زود تمام شده، بعد از خوندن کتاب کفش باز بود، این کتاب شامل ۹۹ فصل و یک مؤخره است که من بعد از خوندن هر فصل، کلی فکر کردم، زندگی خودم رو بررسی کردم و درباره‌ی هر فصل یک مطلب نوشتم، اینجا تصمیم ندارم دوباره مطالب کتاب را مرور کنم، می‌تونید توی بلاگم مطالبی که برای هر فصل نوشتم را بخونید.

۲۷اسفند
مؤخره

مؤخره

پاپ از میکل‌آنژ پرسید «راز نبوغت را به من بگو. چگونه مجسمه‌ی داوود، شاهکار تمام شاهکارها، را ساختی؟» جواب میکل‌آنژ این بود «ساده است. هر چیزی را که داوود نبود تراشیدم.»

«بیا صادق باشیم. ما به درستی نمی‌دانیم چه چیزی عامل موفقیت ماست، نمی‌توانیم به دقت بگوییم چه چیزی خوشحال‌مان می‌کند. ولی با قطعیت می‌توانیم بگوییم چه چیزی موفقیت و شادی ما را نابود می‌کند. این درک، با وجود سادگی‌اش، بسیار اساسی است: دانستن منفی (شناخت نبایدها) بسیار قدرتمند‌تر از دانستن مثبت (شناخت بایدها) است. شفاف‌اندیشی و زیرکانه عمل کردن به معنای به کارگیری شیوه‌ی میکل‌آنژ است: بر داوود تمرکز نکن. به جای آن، بر هر چیزی که داوود نیست تمرکز کن و آن را بتراش، در مورد ما: تمام خطاها را کنار بزن. در این صورت شفاف‌اندیشی ظاهر می‌شود. این همان چیزی است که که سرمایه‌گذار افسانه‌ای، وارن بافت، درباره‌ی خودش و شریکش، چارلی مانگر، می‌گوید، «من و چارلی یاد نگرفته‌ایم چگونه مسائل دشوار تجاری را حل کنیم. آن چه ما بلدیم این است که چطور از آن‌ها دوری کنیم.» به مسیر منفی خوش‌آمدی.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۲۶اسفند
چرا نباید اخبار را دنبال کنی؟

چرا نباید اخبار را دنبال کنی؟

«زلزله در سوماترا، سانحه‌ی هوایی در روسیه، مردی که سی‌سال دخترش را در زیر زمین زندانی کرد، جدایی هایدی کلام از سیل، حقوق‌های بالا در بانک‌های آمریکا، حمله در پاکستان، استعفای رئیس جمهور مالی، رکورد جدید جهانی در پرتاپ وزنه، آیا واقعا نیازی هست همه‌ی این چیزها را بدانی؟◊»

«ما به طرز اعجاب‌‌آوری بمباران اطلاعاتی می‌شویم، اما به طرز اعجاب‌آوری کم می‌دانیم. چرا؟ چون دو قرن پیش، قالب مسمومی از اطلاعات را تحت عنوان «اخبار» خلق کردیم، اخبار برای ذهن به مثابه قند است برای بدن: اشتهاآور، آسان هضم و در دراز مدت بسیار مخرب، دلایل زیادی برای دوری از اخبار وجود دارد. این جا به سه مورد عمده‌اش اشاره می‌کنیم:◊» ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)