برچسب: کتاب

۲۱دی
تفکر طراحی

تفکر طراحی

چند وقتی هست با دوستی آشنا شدم که کارش طراحی هست و تصمیم گرفتیم با هم یک کار کوچولو انجام بدیم، مسافرت چند روزه ای با هم رفتیم و در طول مسیر مدام از طراحی و تفکر طراحی حرف زدیم و من به خاطر اینکه بیشتر با این موضوع آشنا بشم رفتم کتابفروشی و چند تا کتاب با این موضوع خریدم، اولین کتابی که با این عنوان خوندم تفکر طراحی، راهنمای کارآفرینان و کسب و کارهای کوچک نوشته بورلی رود کین اینگل بود که توسط امید خیاط و روح الله قادری ترجمه شده بود و انتشارات روزنه هم چاپش کرده بود، راستش نمی دونم ادبیات کتاب یک جوری بود یا خوب ترجمه نشده بود ولی برای من که چیز زیادی از این حوزه نمی دونستم کتاب خوبی بود. ادامه مطلب »

۱۴دی
بازگشت به کافه چرا

بازگشت به کافه چرا

چند ماه پیش دوستی ازم خواست با هم به کافه ای بریم و بعد از سال ها یکم گپ و گفت کنیم، من هم رفتم، همراهش کتابی با عنوان کافه ای به نام چرا؟ بود، نمی دونم چرا اینقدر نظرم رو به خودش جلب کرد، ازش گرفتم و حتی مدت ها بعد هم نخوندمش، دیگه خبری هم از اون دوستم نشد، ولی وقتی شروع کردم به خوندش، یکی از بهترین تجربه های کتاب خونی من رو رقم زد، انصافا کتاب خیلی خوبی بود، شاید به این دلیل که ذهن من مدت زیادی بود که درگیر سوالاتی بود که جان از خودش در کافه ای به نام چرا می پرسید، این کتاب رو برای شصت نفر خریدم و بهشون هدیه دادم، حتی برنامه های خاص دیگه ای هم تو ذهنم هست که دوست دارم انجامش بدم، چند روز پیش به دوستی گفتم این کتاب رو بخونه، به هر کتاب فروشی می رفت پیدا نمی کرد تا اینکه بهم زنگ زد و گفت، چیزی که میگی رو نداره ولی کتابی با عنوان بازگشت به کافه چرا هست، من هم بی اختیار گفتم لطفا اون رو برای من بگیر و این شد که ماجرای من در کافه چرا ادامه دار شد، … ادامه مطلب »

۸دی
edwardaobara

قول، قول است

نمی دونم چرا این کتاب رو خریدم، درسته «قول، قول است» عنوان کتابی هست که وین دایر نوشته و محمد رضا آل یاسین اون رو ترجمه کرده و انتشارات هامون هم چاپ اش کرده ولی انصافا پر از غلط املایی بود، بگذریم، شاید به خاطر فیلم فارست گامپ خریدمش، هیچ وقت اون صحنه از فیلم رو فراموش نمی کنم که دوستش بهش گفت، بابا مرده و تو خودت این کار و به تنهایی راه انداختی، چرا باید سهمی به بابا بدی! گفت قول، قول هست، این فیلم بی نظیر هست، من خودم بیش از دوازده بار دیدمش، توصیه می کنم ندیدید حتما ببینید و اگر دیدید دوباره ببینید، شاید هم به خاطر وین دایر این کتاب رو خریدم چون از کتاب های دیگه ای که ازش خونده بودم راضی بودم، من همیشه چند صفحه از کتاب رو موقع خرید می خونم ولی این بار حتی لای کتاب رو هم باز نکردم و خریدمش، ولی خیلی راضی هستم از خریدش. ادامه مطلب »

۲۹آذر
حکایت آن که دلسرد نشد

حکایت آن که دلسرد نشد

مارک فیشر از اون نویسنده های دوست داشتنی هست که من نمی تونم دوستش نداشته باشم، اولین کتابی که ازش خوندم، «حکایت دولت و فرزانگی » بود، یادم میاد دبیرستانی بودم، خیلی کتاب عالی بود، تاثیر خوبی هم روی زندگیم داشت، بعد از مدت ها کتاب «حکایت آن که دلسرد نشد» رو خوندم یه جورایی تو همون قالب کتاب قبلی بود که خونده بودم ولی این یکی هم عالی بود، مفاهیم مهم رو خیلی زیبا در قالب داستان بیان می کنه، این کتاب رو خیلی دوست داشتم، به خصوص جاهایی که وارد قسمت های سخت و دردناک زندگی می شد، دردهای قشنگی در داستان گذاشته بود، دردهایی که شاید حس می کردیم دردهای ما شاید در برابرشون چیزی نباشه، دلسرد شدن، امیدوار شدن، رویاپردازی کردن و … به نظرم باید با داستان زندگی کرد نباید درباره اش چیزی نوشت، به نظرم اگر فرصت داشته باشید و این کتاب رو بخونید، چیزهای زیادی یاد می گیرید، شاید مهم ترین پیامش برای من این بود کاری نیست در این دنیا که نتونم انجامش بدم.

قفسه کتاب های من

۲۸آبا
سرمایه گذاری جسورانه و فرآیند مبتکرانه

سرمایه گذاری جسورانه و فرآیند مبتکرانه

این کتاب رو وقتی داشتم توی یک کتابفروشی قدم میزدم دیدم و به خاطر یکی از دوستانم خریدمش ولی قبل از اینکه بهش هدیه بدم، خودم یک بار خوندمش دوست داشتم با فرآیند شرکت های VC آشنا بشم، به خصوص تاریخچه این صنعت در آمریکا و مدل درآمدی صندوق های VC، برای من این کتاب خیلی نثر روانی نداشت، شاید کتاب های بهتری هم در این حوزه وجود داشته باشه، در کل دید خوبی نسبت به VC به آدم میده، این کتاب رو تامیر آگمون و استفان شوگرن نوشتن و روح الله کهن هوش نژاد، رضا جهان بین و رضا محمدیان امیری ترجمه کردن و انتشارات چالش هم چاپش کرده.

قفسه کتاب های من

۱۰آبا
چگونه کتاب نخوانیم

چگونه کتاب نخوانیم

نمی دونم کدوم صفحه از کتاب رو خوندم که باعث شد این کتاب رو بخرم ولی دیگه مهم نیست چون خوندمش، کتاب بامزه ای بود، سعی کرده بود در قالب طنز یک سری محتوای خوب معرفی کنه به مخاطب که خوشبختانه هیچ کدوم رو من دوست نداشتم، در چندین جای کتاب میگه اگر خسته شدید دیگه ادامه ندید و اگر ادامه ندید به یک موفقیت بزرگ رسیدید و به نظرم منطقی ترین حرف کتاب همین بود چون بعد از تمام کردن کتاب خیلی خوب متوجه می شید که منظورش دقیقا چی بوده، راستش راحت نمی خوام قضاوت کنم چون شاید ترجمه خوبی نشده باشه کتاب ولی نثر خیلی روانی نداشت با وجودیکه به طنز صحبت می کرد، در کل پیشنهاد نمی کنم این کتاب رو بخونید.

قفسه کتاب های من

۲۷مهر
چگونه عادی نباشیم

چگونه عادی نباشیم

چند وقت پیش یکی از بچه ها این کتاب رو توی توییتر معرفی کرده بود و من علاقه مند شدم این کتاب رو بخونم، بیشتر کریس گیلبو نویسنده کتاب سبک زندگی خودش رو تو این کتاب بیان کرده بود و یه جورایی به نظرم قصد داره دیگران رو به این سبک زندگی تشویق کنه، راستش من آدمی هستم که زیاد سفر می کنم و بیشتر دهه بیست تا سی زندگیم رو در سفر بودم، این سبک زندگی رو دوست دارم ولی به نظرم مهم ترین اصل زندگی آرامش و حس خوب داشتن هست، اگر خفن ترین کار دنیا هم انجام بدیم ولی حس خوب نداشته باشیم، به نظرم زندگی نمی کنیم، حالا در سفر و هیجانات یا سر یک کار معمولی، به نظر من باید وقتی دیگران رو به سبک زندگی خاصی تشویق می کنیم از بدبختی ها و مشکلاتی که طی سال ها باهاش دست و پنجه نرم می کنیم هم بنویسم، غیرعادی زندگی کردن کار ساده ای نیست، همه دوست دارن ولی دردش هم به تناسب زیاد هست و همه تحملش رو ندارن یا بهتر دوست ندارن، در کل کتاب خوبی بود و ارزش خوندن داشت، من طرز تفکر نویسنده رو دوست داشتم در حالت کلی ولی خوب بود یک فصل رو به سختی ها و مشکلات این راه اختصاص می داد، انتشارات هنوز هم به نظرم کتاب رو خیلی خوب و شایسته با ترجمه روانی چاپ کرده، امیدوارم تو زندگی همیشه حس خوبی داشته باشید.

قفسه کتاب های من

۱۱مهر
تسلی بخشی های فلسفه

تسلی بخشی های فلسفه

چند وقت پیش با یکی از دوستان داشتیم توی کتابفروشی قدم می زدیم و دنبال کتاب «از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم» هاروکی موراکامی بودیم که یهو روی میز این کتاب رو دید و برداشت و با هیجان خاصی بهم داد و گفت این کتاب و بخون، خیلی برام جالب شد ببینم توی کتاب چی نوشته که اینقدر از دیدنش هیجان زده شده بود، کتاب رو خریدم و گذاشتمش توی لیست مطالعه، به عنوانش نمی خورد کتاب خوبی باشه، راستش من خیلی علاقه ای به فلسفه هم ندارم، یه جورایی اصلا نمی فهمم بحث های فلسفی رو، بعد از خوندن کتاب فهمیدم عاشق فلسفه شدم، یعنی این کتاب به هر چیزی که فکر می کنید یه جور دیگه ای نگاه کرده و عالی هم این کار و انجام داده. ادامه مطلب »

۶مهر
درسهای نیچه برای زندگی

درس های نیچه برای زندگی

این کتاب رو چند روز پیش از شهر کتاب خریدم، بعد از اینکه خوندنش تمام شد راستش نفهمیدم چرا این کتاب رو من خریدم، البته شاید شما از خوندنش لذت ببرید ولی من بیشتر احساس کردم بیشتر شبیه سوء استفاده از اسم نیچه بود برای فروش کتابشون، پر از کلمات قلمبه سلمبه برای بیان آموزه هایی ساده، به نظرم اون مفاهیم رو خیلی بهتر هم میشد درباره اش نوشت، البته چند صفحه اول کتاب رو که می خونید بدک نیست، هر چی میرید جلوتر احساس می کنید کتاب های بهتری هم برای خوندن بود، بگذریم به نظرم همین چند خط هم برای توصیف این کتاب اضافه بود، چیز خاصی بهم اضافه نکرد به جز چند تا داستان و مثال و ضرب المثل.

قفسه کتاب های من

۲مهر
کافه ای به نام چرا؟

کافه ای به نام چرا

چند وقت پیش یکی از دوستان قدیمی از من درخواست کرد که برای دیدن همدیگه به کافه ای بریم و با هم یک قهوه ای بزنیم، خیلی غیر منتظره بود ولی چون فرصت اش رو داشتم رفتم، وقتی رسیدم بعد از سلام و احوال پرسی ازم پرسید چرا اینجا هستی؟ برای لحظه ای سکوت کردم و تو ذهنم داشتم به سوالش فکر می کردم، بدون شک منظورش این نبود که چرا توی کافه نشستم و یا دعوتش رو قبول کردم، به خودم فکر می کردم که چرا واقعا اینجا هستم! سوالی هست که من همیشه وقتی از خواب بیدار میشم از خودم می پرسم «اگر ابوالفضل توی این دنیا نباشه، چی ازش کم میشه و چه اتفاق های خوب و هیجان انگیزی ممکنه نیافته»،! به حرف زدن ادامه دادیم. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه